سوال
-
تاریخ: 1392/3/3 ساعت: 20:38
چقدر دوست داشتم یک نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس که هیچ کس نبود همیشه من بودم و تنهایی پر از خاطره آری با تو هستم با تویی که از کنارم گذشتی و حتی یک بار هم نپرسیدی، چرا چشمهایم همیشه بارانی است؟؟؟
حس قشنگ
-
تاریخ: 1392/3/2 ساعت: 11:19
تنهایی قشنگ ترین و بی منت ترین حس دنیاست چون برای داشتنش نیاز به هیچ کسی نداری...
به سلامتی
-
تاریخ: 1392/3/1 ساعت: 17:56
بـزن بـﮧ سَـلآمتے ِ حَـرفـآے ِ دلـتڪــﮧ بـﮧ ڪسے نگُفتے...بـزن بـﮧ سَلآمتے اینڪـﮧ ڪوه ِ درد بودےولے دم نـزدے...بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ تَنـهایے هـآتوَلے تَنـهآیے رو دوست نَـدآشتے...بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ آرزوهـآیےڪـﮧ نَتونستے لَمسشوטּ ڪـنے...بـزن بـﮧ سَلآمتے ِ عشقے ڪـﮧطـآلعش بــﮧ اِسمت نَـبودوَلے هَـنوزم...
خسته ایم
-
تاریخ: 1392/2/30 ساعت: 14:59
خداوندا...... قیامتت را بر پا کن!!!!!!! تو اگر خسته نشدی ، ما عجیب خسته ایم......
ماله دیگری
-
تاریخ: 1392/2/30 ساعت: 14:58
دیگرنمی گویـــ ـم گشتم نبــ ـود نگرد نیستــــ ــ . بگـ ــذارصادقانهـ بگویــ ــم: گشتـــ ــم... اتفاقا بــ ــود...فقط مـــ ــال مـ ــن نبود. بگذاردیگــ ـری بگــ ــردد... لابد مـــ ـال اوستــــ ـــ ...